Part2
که یهوو... یورا حالش بد شد و رفت سمت دسشویی منم دنبالش رفتم تا کمکش کنم
+یورا خوبیی؟..
♡اـ... اره خوبم.
+میخوای بریم دکتر؟
♡نه بابا خوبم...
+به جیمین زنگ بزنم؟
♡ای بابا دختر، خوبم دیگ...
+اگه حالت بد شد بگو
♡باشه...
برای یورا اب پرتغال اوردم. تا بخوره که گوشیم زنگ خورد
بادیدن اسم خرس عسلی خنده ای کردم و جواب دادم
-سلام بیبی
+سلام ددی (خنده)
-چیکارا میکنید؟ بدون ما خوش میگذره؟
+نه... راستش خوش نمیگذره...
-عیب نداره سعی میکنم زودتر کارامونو راستو ریس کنیم بیایم
+اوهوم...
-خب بیبی من دیگه..
+یوراااا..
تلفن قطع شد و تهیونگ دیگه صدایی از بورام نشنید..
ویو تهیونگ
وقتی شنیدم یورا رو صدا زد هم نگران خودش شدم هم یورا سریع رفتم پیش جیمین
-جیمیناا
☆بله تهیونگی... بیا اینجا این یه جاش مشکل داره
-اونو ول کن، الان زنگ زدم بورام حالشو بپرسم مثل اینکه یورا حالش بد شد و بورام تلفنو قطع کرد
☆چیییی؟...
-بیا بریم
☆ب... بریم..
تهیونگ و جیمین سوار ماشین شدن و رفتن سمت خونه جیمین سریع از ماشین پیاده شد و در خونه رو باز کردن با دیدن بورامی که داره
با اورژانس تماس میگیره و فرشته کوچولوش بیهوش روی مبل افتاده بود پاهاش سست شد...
ادامه دارد...
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
شرایط 15لایک
14 کامنت
+یورا خوبیی؟..
♡اـ... اره خوبم.
+میخوای بریم دکتر؟
♡نه بابا خوبم...
+به جیمین زنگ بزنم؟
♡ای بابا دختر، خوبم دیگ...
+اگه حالت بد شد بگو
♡باشه...
برای یورا اب پرتغال اوردم. تا بخوره که گوشیم زنگ خورد
بادیدن اسم خرس عسلی خنده ای کردم و جواب دادم
-سلام بیبی
+سلام ددی (خنده)
-چیکارا میکنید؟ بدون ما خوش میگذره؟
+نه... راستش خوش نمیگذره...
-عیب نداره سعی میکنم زودتر کارامونو راستو ریس کنیم بیایم
+اوهوم...
-خب بیبی من دیگه..
+یوراااا..
تلفن قطع شد و تهیونگ دیگه صدایی از بورام نشنید..
ویو تهیونگ
وقتی شنیدم یورا رو صدا زد هم نگران خودش شدم هم یورا سریع رفتم پیش جیمین
-جیمیناا
☆بله تهیونگی... بیا اینجا این یه جاش مشکل داره
-اونو ول کن، الان زنگ زدم بورام حالشو بپرسم مثل اینکه یورا حالش بد شد و بورام تلفنو قطع کرد
☆چیییی؟...
-بیا بریم
☆ب... بریم..
تهیونگ و جیمین سوار ماشین شدن و رفتن سمت خونه جیمین سریع از ماشین پیاده شد و در خونه رو باز کردن با دیدن بورامی که داره
با اورژانس تماس میگیره و فرشته کوچولوش بیهوش روی مبل افتاده بود پاهاش سست شد...
ادامه دارد...
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
شرایط 15لایک
14 کامنت
- ۵.۸k
- ۲۷ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط